المحقق الأردبيلي
752
حديقة الشيعة ( فارسى )
بنابراين اعتقاد اين دو طايفه ، تعدّد و تكثر آلهه لازم مىآيد ؛ زيرا كه مىتواند بود كه در هر عصرى هزار عارف و زياده نيز باشد . صاحب كتاب بيان الاديان مىگويد كه اصل حلول و اتحاد بعد از جرنانيّه « 1 » كه طايفهاند كه از صابئيّه و از ترسايان برخاستهاند و غلات شيعه ، يعنى آنان كه بعضى از ائمه اثنا عشر را خدا مىدانند و غلات اهل سنت و جماعت ، يعنى صوفيه كه مشايخ خود را اللّه مىدانند ، حلول و اتحاد را از ترسايان فرا گرفتهاند و هيچ مذهبى از مذاهب ترسايان از آن دو مذهب نزديكتر نباشد . و تا اينجا كلام صاحب بيان الاديان است . و ببايد دانست كه متقدّمين صوفيه مانند با يزيد بسطامى و حسين بن منصور حلاج كه شهرت كردهاند بر يكى از اين دو مذهب بودهاند ؛ به سبب اين اعتقاد فاسدى كه اين گروه داشتهاند اكثر علماى شيعه مانند شيخ مفيد و ابن قولويه و ابن بابويه ، اين دو طايفه ضالّه را - خواه حلوليّه و خواه اتحاديه - از غلات شمردهاند و يقين است كه ايشان اثر طايفهء غلاتاند كه از نواصباند چنان كه گذشت . و بعضى از متأخرين اتحاديه مثل محيى الدين عربى و شيخ عزيز نسفى و عبد الرزاق كاشى كفر و زندقه را از ايشان گذرانيده به وحدت وجود قايل شدهاند و گفتهاند كه هر موجودى خداست « 2 » ؛ تعالى اللّه عما يقول الملحدون علوا كبيرا . و ايضا بايد دانست كه سبب تمادى و طغيان ايشان در كفر آن بود كه به مطالعهء كتب فلاسفه مشغول شدند و چون بر قول افلاطون قبطى و اتباع او اطلاع يافتند از غايت ضلالت گفتار غوايت شعار او را اختيار كردند و از جهت آنكه كسى پى نبرد كه ايشان دزدان مقالات و اعتقادات قبيحه فلاسفهاند اين معنى را لباس
--> ( 1 ) . در بعضى نسخهها « حرنانيه » ذكر شده . ( 2 ) . براى صحت و سقم اين برداشت از بيانات ابن عربى و ديگران ؛ ر . ك : يادنامه علامه طباطبائى ، مقاله علامه حسن زاده آملى .